سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ






















دم نوش ِ خستگی...

هنوز یادم هست

آن دو ستاره ای که با هم به نام خودمان برداشتیم

هنوز یادم هست

تو سمت ِ راستی بودی

من سمت ِ چپی...

خبر داری از ستاره ات؟

چند وقت است میان ستاره ها دنبالش نمی گردی؟

تو نمی دانی

ولی من

می دانم

از آن روز که رفتی

از آن شب

دیگر سراغی از ستاره ات میان تاریک و روشن شبها نگرفتی

من همان شب دیدم

که ستاره ات

خاموش شد

من همان شب دیدم

که ستاره ام کمرنگ شد

آسمان پر است از ستاره های این و آن...

این و آن

بی من

بی تو


نوشته شده در سه شنبه 92/1/20ساعت 6:28 عصر توسط محبوس نظرات ( ) |

<      1   2      

 Design By : Pichak